هستی

یک شب از دست کسی ،

باده ای خواهم خورد

که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد

با من از "هست" به "بود"

با من از تاریکی به نور

از شعله به دود

با من ازآوا تا خاموشی

دورتر شاید تا عمق فراموشی

راه خواهم پیمود

کی از آن سرمستی خواهم رست

کی به همراهان خواهم پیوست

من امیدی را در خود، بارور ساختم

تار پودش را با عشق تو پرداختم

مثل تابیدن مهری در دل

مثل جوشیدن شعری در جان

مثل بالیدن عطری در گل

جریان خواهم یافت

مست از عشق تو

از عمق فراموشی

راه خواهم افتاد

باز از ریشه به برگ

باز از بود به هست

باز از خاموشی تا فریاد

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین!

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب

با درختان بنشینی

کی ؟ کجا –آه ،نمی دانم

ای کدامین ساقی

ای کدامین شب!

منتظر می مانم.

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد Mohammad

سلااااااااااام خوبی هدیه جــــــــــان؟ بهبه چه عجب آپیدی خیلی جالب بود ممنون از حضورت شا داب باشی[گل][ماچ]

محمد Mohammad

سلااااااااااام خوبی عزیزم؟؟ عیــــــــــــــــد آمد و عیـــــــــــــــد آمد این عیــــــــــــــد سعیــــــــــــد آمد میلاد با برکت هشتمین اختر تابناک ولایت و امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر تو و خانوادت مبارک باشه امیدوارم زیر سایه آقا امام رضا(ع) در ضل توجهات امام عصر باشم ممنون از حضورت شاداب باشی[قلب][گل][گل]

محمد Mohammad

سلاااااااااااااااام خوبی هدیه جـــــــــان؟ بنام حضرت دوست صبح شنبه 9 آبان ماهت در این روز لطیف بارانی و اولین روز هفته به خوبی و خوشی باشه انشاالله ممنون که نگاه گرمت را در قاب شیشه ای وبلاگ بنده چرخاندی. قدم رنجه کردی و منم از روی ادب خدمت رسیدم. آپیدم دوست داشتی بازم بیا و منو تنها نذار و خوشحالم کن که انسانها کنار هم درد را احساس نمیکنند همچنان منتظر قدوم پاک دوستان بر کلبه حقیر وبلاگم هستم. شاداب باشی[گل][قلب]

محمد Mohammad

سلااااااااااااااااااام خوبی همراه همیشگی و دوست همراز من؟؟ صبح زیبای 2 شنبه 11 آبان ماهت به خیر و شادی و موفقیت باشه انشاالله خسته ام از تکرار , تو همان تکراري وقت آسودگي است , تو هنوز بيداري اين سکوت دائم عاقبت کشت مرا عاشق فريادم , تو از آن بيزاري همه را پس زده ام , از ميان قلبم در ميان سينه , تو هنوز سرداري هر چه خنجر خوردم , از سر عشق تو بود جا ندادم در دل , غير تو دلداري چک چک اين باران باز پريشانم کرد خانه کرد در اين دل , حسرت ديداري راز اين دل آخر , پيش تو گشت عيان لب تو پاسخ داد " واي چقدر بيکاري !" خواستم از تو ؛ از توئی که همیشه بهم سر میزنی و با نظراتت منو پر از شادی میکنی تشکر کنم ولی باور کن زبانم قاصره از تشکر و قدردانی همیشه یاد این شعر سعدی میافتم که: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز؛ مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند مطمئن باش من چه بیام نت چه نیام خاطراتت همراه من خواهد ماند ممنون از حضورت شاداب باشی[گل][قلب]

نگار نیک نفس

سلام بر هدیه زمانی عزیز چطوری خانمی ؟ بابا پیش ما بیا دارم گزارش رو مینویسم موفق باشی با تشکر نگار نیک نفس [گل]

حنانه

سلام هدیه جون امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشی با آرزوی بهترینها برایت.

محمد Mohammad

سلاااااااااااام خوبی دوست آشنای غریبه ؟؟ به به به صبح دل انگیز شنبه 16 آبان ماه 1388 از راه رسید و امید را به دل ما تابانید پس از این هوای سالم و روحبخش و پائیزی استفاده کن تا روحت آزرده خاطر نباشد نبض باران را گرفتم تند میزد، روی سر خاک نبض پاييز٬ چه آهسته مى تپيد روى برگ هاى سبز و نبض چشم های تو مثل باران خیس مثل پاییز آهسته از من چشم پوشید صبحت بخیر با وفای همیشگی که با ارسال نظرات خودت و آمدن به کلبه ناچیز و حقیر بنده ؛ منو خوشحال و خجل زده میکنی هفته خوبی برات آرزو دارم و امیدوارم به همه آرزوهای شرعی خودت برسی[چشمک] منتظر حضورت هستم و چشم انتظار وجودت که گرما بخش محیط مجازی من باشی شاداب باشی که شادابی حق توست[گل][قلب]

یه ایرانی

سلام هدیه جان وبلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن[گل]