تاوان سکوت

تاوان چه گناهی را در این دنیا پس خواهیم داد ؟

کره زمین همان طور که می بینممش

کوچک و زیبا ست و ،شناور در سکوت ابدی است .

البته از دریچه چشم ما

اما باید بدانیم  بزرگ تر از این حرف هاست )

و ما که سر نشینان این سیاره به نام زمین هستیم

پس محکوم  هستیم

تو این دنیا

دنیایی  که مثل یه دادگاه قانون می ماند

 برای ما تصمیم میگیرند بی انکه خودت بخواهی.

برای ما انتخاب کنند بی آنکه خودت بخواهی.

        همه ما هم در آرزوی روشنی  شبی بی انتها هستیم .

پس به امید آن روز

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٩ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط هدیه نظرات () |

ما با طرح سکوت خویش رهسپار صحرا شدیم

تا آنانی که

در سایه خویش

دفن شده بودند را

تماشا کنیم.

(احمد رضا احمدی)

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٤ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط هدیه نظرات () |

کسی در درونم می نویسد

 دستم را به حرکت در می آورد

سخنی می شنود درنگ می کند

کسی که در میان کوهستان سر سبز و دریای فیروز گون

گرفتار آمده است

او با اشتیاقی سرد

به آنچه من بر کاغذ می آورم

می اندیشد

در این اتش داد

همه چیز می سوزد

با این همه اما

این داور

خود

قربانی است

و با محکوم کردن من خود را محکوم می کند

به همه کس می اندیشد

هیچ کس را فرا نمی خواند

برای خود می نویسد

خود را به فراموشی می سپارد

و چون نوشتن به پایان رسد

دیگر بار

به حیات من در می آید

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٧ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط هدیه نظرات () |

گاهی اوقات به این مسئله  فکر میکنم:

تا کی میتوان راز دل را قفل سکوت زد.

ولی امان از این که عضویی این راز را آشکار می کند.

پس سکوت این راز با چشم ها شکسته خواهد شد بی انکه تو بخواهی شسنیده می شود.

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط هدیه نظرات () |


Design By : Night Skin